سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

سپهر عشق مامان

شفا یافتن نیوشا خانوم

سلام پسر گلم. امروز از مامان نیوشا حالش رو پرسیدم. خدا رو هزاران بار شکر که حالش خوب شده و دیگه تب نداره. میدونی چیه پسرم؟ واسه یه مادر خیلی خیلی سخته و دردناکه که ببینه بچه اش مریضه، درد میکشه، همون موقع بارها آرزو میکنه که ای کاش به جاش بچه اش خودش مریض میشد. ولی خوب دیگه... به هر حال از خدا خیلی خیلی ممنونیم که زود زود نیوشا خانم رو خوب کرد تا بازم به فضولیهاش و شیطنتهاش ادامه بده. مثل شما آقای گل پسر.   ...
3 ارديبهشت 1391

یه چیزایی

راستی پسر گلم، دیروز یه چیزایی دیدم، میخوام مطمئن بشم بهت خبرش رو توی سایت بنویسم. فقط خواستم بگم اولین بار که دیدم ، دیروز بود. و قتی که آقا جون، مادر جون و خاله ریحاله اومده بودن خونمون. ...
2 ارديبهشت 1391

بیماری نیوشا جان

سلام. چقد امروز غصه خوردم وقتی فهمیدم نیوشا 2 روزه که مریضه. آخه میدونی پسرم یه جورایی نیوشا رو مثل تو می بینم. چون با هم بزرگ شدید و با اختلاف یه هفته به دنیا اومدید. یعنی نیوشا یه هفته از شما بزرگتره. من و مامان نیوشا همکار و دوست هستیم و خدا شما دو تا نیم وجبی رو همزمان به ما داد.حتی دکتر و بیمارستانتون هم یکی بود.کار خدا رو دیدی پسرم؟؟ پسر گلم دعا کن و از خدا بخواه دوستت رو هر چه زودتر خوب کنه. خاله محبوبه، نیوشا رو برده دکتر و بهش گفتن تب ویروسی گرفته. خاله میگفت دهنش آفت زده، طوری که هیچی نمیخوره غیر از آب.(آخی، طفی گناه داره، عزیزم.) حتما از این هوای لعنتبه. خدا کنه هزچه زودتر مشکل ه...
2 ارديبهشت 1391

پسر درسخون مامانی

سلام نی نی ها و مامانای گل. راستی اگه حدس زدید چرا این قالبو واسه سپهرم انتخاب کردم؟ . . . . واسه اینکه سپهر علاقه زیادی به کتاب دست گرفتن داره و عین آدم بزرگا کتاب میگیره و همچین نگاهش میکنه هرکی ندونه فکر میکنه جوجوی ما کلی کتاب خونده و میتونه بخونه میگید نه؟؟ اینم عکساش ...
30 فروردين 1391

حرفهای یادگاری با پسرم

سپهرم، مامان جان خیلی خوشحالم که عمه هات و مامان بزرگ و بابابزرگ و عموت دوستت دارن. چون اصلا فکر نمیکردم اینقد واسشون مهم باشی. ولی به خودم می بالم از اینکه می بینم عاشقت هستن هر روز بهم میگن نبرمت خونه مادر جون (مامان خودم) و بیارمش پیش اونا. راستی 3 روز پیش عمو محمد اومد خونمون و کلی اسباب بازی واست آورد. خونه سازی 200 تیکه - چادر- سه چرخه که البته ما سه چرخه رو بهش پس دادیم و گفتیم واسه تولدت بیارتش. چون الان نیازت نمیشه و قد کوچیک و پاهای قشنگت هنوز توانایی پایدون زدن ندارن. ایشالا چادر رو که باز کردیم حتماً عکسش رو هم میزارم واست. خلاصه اینکه واسه همه عزیزی. تا یادم نرفته بگم خاله ریحانه رو هم خیلی دوست داری. چون وقتی اونج...
30 فروردين 1391

اولین نشستن بدون کمک

  پسر گلم بدون کمک تونست بشینه سپهر گلم، عشق مادر چقدر دیروز لذت بردم وقتی دیدم تنهایی و بدون کمک تونستی بشینی بدون اینکه به چیزی تکیه کنی.تاریخش رو هم بگم: روز سه شنبه 29/01/91 عشق کردم. حتما امروز عکس قشنگت رو میگیرم و میزارم تو وبلاگت عزیزم. خیلی واسم قشنگ و جالب بود اینکه قبل از اینکه چهار دست و پا و سینه خیز بری، بتونی بشینی. الهی من قربون نشستنت برم . ...
30 فروردين 1391

زیباترین هدیه ی خدا

آسمان آبی مادر، سلام. این اولین باری هستش که واست مینویسم..خیلی دلم میخواست که زودتر از اینها واست مینوشتم ولی فرصت نشد که بتونم به این راحتی برات بنویسم..الان که دارم برات یادگاری میزارم خوشحالم این رو بدون به داشتنت افتخار میکنم..خوشحالم که به دنیا اومدی . حاظر نیستم با هیچی عوضت کنم...آخه تو دنیا یه پسر ناز باشه اونم آقا سپهر خودمه.   پسر گلم نمیخوام نصیحتت کنم ولی ازت میخوام یاد بگیری تو این دنیا انسانی باشی که بتونی اول به درد خودت و در ثانی به درد این اجتماع بخوری ... پسر عزیزم این رو بدون یه مامان و بابایی داری که به اندازه بینهایتها دوستت دارن و هر کاری از دستشون بربیاد واست کوتاهی نمیکنن..   تو ...
30 فروردين 1391